لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
كانون وكلاي دادگستري كرمانشاه و ايلام

خبرنامه كانون وكلاي دادگستري كرمانشاه و ايلام

(صفحه۱۹)

فهرست اصلي
فهرست:

  * نماينده دادستان تهران در قرائت كيفرخواست عمومي متهمان
  * نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست متهم رديف اول دادگاه امروز
  * اخلاق حرفه اي
  * بحثي اجمالي پيرامون رسالت و جايگاه قاضي و وكيل از ديدگاه قرآن
  * عيد سعيد فطر مبارك باد
-------------------------------------------------------------



  * نماينده دادستان تهران در قرائت كيفرخواست عمومي متهمان

در انتخابات از تمام فضاي اينترنت استفاده و فيس‌بوك و يوتيوب با حمايت آمريكا فعال شدند
                                       
در پنجمين جلسه دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات كه دادستان جديد تهران نيز در آن حضور دارد، كيفرخواست عمومي متهمان توسط نماينده دادستان تهران قرائت شد.

به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، اكبري در قرائت متن كيفرخواست عمومي گفت: اين كيفرخواست طبق اعترافات صريح و قراين مشخص و مدارك مكشوفه از متهمان با هدف تبيين و اثبات، تنظيم و تقديم مي‌شود.

وي گفت: انقلاب اسلامي ايران از همان ابتدا همواره با توطئه‌ي رسانه‌اي دشمنان قسم خورده روبه‌رو بوده و جنگ رواني و عمليات‌هاي مخرب تبليغي عليه مسوولان خدوم ملت در دستور كار دشمنان داخلي و خارجي قرار گرفته و فناوري نوين زندگي بشر را تحت تاثير خود درآورده و جوامع بشري در حال تحول هستند كه اينترنت آن را تهديد مي‌كند.

نماينده‌ي دادستان تهران، با بيان اين‌كه در حال حاضر ۲۵ ميليون كاربر از شبكه‌ي اينترنت بهره‌برداري مي‌كنند، تاكيد كرد: در حال حاضر شبكه‌ي اجتماعي فيس‌بوك ۲۰۰ ميليون نفر در جهان را در يك جامعه‌ي مجازي گردهم آورده و آمريكا با شناسايي و اتصال جريانات معاند و جريان‌ساز با عضوگيري و ايجاد سايت‌هاي متعدد و فراهم كردن زمينه‌اي در فضاي مجازي براي آشوبگري و هدايت اغتشاشات به تضعيف نظام بطور هدفمند اقدام كرده و در همين راستا از رسانه‌هايي چون راديوفردا، بي. بي. سي و ... استفاده شده است.

نماينده‌ي دادستان تهران، افزود: در اغتشاشات از طريق اينترنت به عنوان يك ابزار كارآمد اقدام به اطلاع‌رساني دروغين و فضاسازي شد و سلسله اعمالي بود كه به دنبال هم طرح‌ريزي و اجرا شد. فضاسازي كاذب، نشر آمار غيرواقعي، چهره‌سازي از كشته‌شدگان اغتشاشات، طرح ادعاي واهي عليه نظام و مسوولان و بيان مواضع كانديداهاي معترض و محركان عوامل آشوب و ايجاد جنگ رواني عليه نظام بطور برنامه‌ريزي جهت ايجاد و تداوم آشوب خياباني به كار گرفته شد اما با هوشياري مقام معظم رهبري و حمايت مردم از آرمان‌هاي انقلاب، تلاش دشمنان خنثي شد.

وي در ادامه به تصويب بودجه در سناي آمريكا و گسترش شبكه‌هاي راديو – تلويزيوني اشاره كرد و گفت: اقدام سازمان‌يافته‌اي از طريق شبكه‌ي راديو – تلويزيوني براي ضربه زدن به امنيت كشور صورت گرفته و گروه‌هاي اجتماعي در انتخابات از تمام فضاي اينترنت استفاده كرده‌اند كه فيس‌بوك و يوتيوب با حمايت آمريكا در اين زمينه فعال شد و با توليد اخبار كذب به زبان فارسي و انعكاس آن به صورت آن‌لاين اينترنت وظيفه‌ي انتقال سراسري آن را برعهده داشت كه انتشار عكس و كليپ از وقايع از طريق اينترنت شيوه‌ي مهم تحريك احساسات افراد و محرك اغتشاشات در بستر اينترنت بود و خبرگزاري‌هاي داخلي و خارجي با توجه به فضاي ايجاد شده بيشترين تحليل را روي اينترنت قرار دادند و مخاطبان را تحريك به اعلام راي و نظرشان كردند.

اكبري تقاضاي بازخواست و اعمال محكوميت قانوني متهمان را كرد و خطاب به قاضي پرونده، گفت: بر پايه مكتب اسلام و اصلاح جامعه در اعمال مجازات افرادي كه ناخواسته برخلاف منافع ملي و ديني گام برداشته‌اند در صورت تشخيص عدالت كيفري و رافت اسلامي اعمال شود.

وي در ادامه گفت: روند دادرسي در دادسرا با رعايت حقوق شرعي و قانوني متهمان كه طبق فرموده‌ي مقام معظم رهبري اجراي عدالت همان عمل به عدالت است وجه نظر دادسرا قرار گرفته لذا با توجه به مطالب ارايه شده و اقدامات متهمان حاضر در اين رابطه در حوزه‌ي اينترنت و رسانه كيفرخواست آنها قرائت مي‌شود.

انتهاي پيام
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
۲۳/۶/۱۳۸۸
بالا
فهرست اصلي


  * نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست متهم رديف اول دادگاه امروز

متهم در اعترافاتش بيان كرده كه القاي شبهه ناسالم بودن انتخابات در دستور كار ما قرار داشت
                                       
نماينده‌ي دادستان تهران در جلسه امروز دادگاه كيفرخواست انفرادي «ع.م» را قرائت كرد.

به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، اكبري در تشريح كيفرخواست انفرادي «ع.م» ۳۲ ساله اهل لرستان، شيعه، داراي سابقه‌ي كيفري و بازداشت موقت، درباره‌ي اتهامات منتسب به وي اظهار كرد: ع.م متهم به ۱- فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي با ارسال اخبار درگيري خياباني و مصاحبه با راديو فردا و سايت‌هاي ضدانقلاب، ۲- تشويش اذهان عمومي از طريق توزيع شب‌نامه مجعول و خلاف واقع، ۳- اجتماع و تباني با هدف اقدام عليه امنيت كشور است.

اكبري افزود: متهم كه سخنگو و رييس شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم وحدت بوده، تا كنون چهار بار دستگير شده است. ابتدا در آذرماه سال ۸۲ پس از تجمعات غيرقانوني به خاطر محكوميت آقاجري به ۵ سال حبس تعليقي محكوم شد و در تيرماه ۸۲ به لحاظ فعاليت‌هاي تبليغي عليه نظام و ايجاد آشوب در محيط دانشجويي، چهار روز بازداشت موقت بود و در ۱۸ تير وقتي دفتر ادوار تحكيم وحدت پلمب شد يك ماه در بازداشت به سر مي‌برد.

نماينده‌ي دادستان تهران در ادامه گفت: متهم رديف اول جلسه‌ي امروز در جريان انتخابات در ستاد م.ك يكي از كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري فعاليت داشت و در جلسات هماهنگي و ادامه‌ي اقدامات غيرقانوني با ستاد يكي ديگر از كانديداهاي معترض شركت داشت و در تجمع غيرقانوني ۲۵ تيرماه سال جاري كه با فراخوان شبكه‌ي غيرقانوني و اعلام يكي از كانديداهاي معترض شركت داشت كه منتج به اغتشاش و شورش و ضرب و شتم مردم بي‌گناه شد.

وي در ادامه به شرح نحوه‌ي زاويه گرفتن اين متهم با اسلام و مباني آن و نحوه‌ي حضورش در ادوار تحكيم وحدت پرداخت و گفت: متهم در اعترافاتش عنوان كرده نسبت به مفسدان اقتصادي بي‌تفاوت شده بوديم و حتي براي رسيدگي به اتهامات آنها سنگ‌اندازي مي‌كرديم.

نماينده‌ي دادستان درباره‌ي دلايل ورود متهم به سازمان ادوار تحكيم وحدت در دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري گفت: متهم در اعترافاتش بيان كرده كه انتخابات بهانه‌اي براي تخريب و تضعيف عليه نظام و فرصتي براي ايجاد فاصله بين مردم و نظام بود و طرح بحث تقلب از طريق برگزاري نشست‌هايي با ملي مذهبي‌ها، نهضت آزادي و دفتر تحكيم وحدت برگزار شد و از طريق موضع‌گيري‌ها، اركان مختلف آن و مصاحبه و انتشار مقالات و القاي شبهه‌ي ناسالم بودن انتخابات در دستور كار ما قرار گرفت.

اكبري در ادامه گفت: اين متهم در اعترافاتش عنوان كرده هدف از كشاندن مردم به خيابان‌ها و ايجاد ناآرامي و تجمعات و كارناوال، فراهم كردن زمينه‌ي ريختن ترس مردم در ناآرامي‌ها و امكان شكل‌گيري مقاومت در نتيجه‌ي اغتشاشات در مقابل حكومت بود.

وي به ديگر اعترافات متهم درباره‌ي نحوه‌ي آموزش براندازي نرم پرداخت و گفت: متهم عنوان كرده است چهار نفر از اعضاي دفتر تحكيم وحدت «ج.ظ»، «خ.الف»، «ك.الف»، «الف.ج» تحت پوشش فوتبال در جام جهاني به آلمان سفر كرده و در كلاس‌هاي براندازي نرم شركت كرده‌اند و محسن سازگارا و رامين احمدي حمايت كننده‌ي اين برنامه‌ها بودند و متهم از طريق يك سازمان مردم‌نهاد مخارج را اخذ و هزينه كرده‌اند.

نماينده‌ي دادستان تهران افزود: با توجه به گزارش تحقيقات وزارت اطلاعات و اقرار و اعترافات متهمان طي تحقيقات قضايي، اسناد و مدارك موجود، مجرميت متهم اثبات و عناوين اتهامي به وي مسلم است.

اكبري افزود: مواد ۴۲، ۴۶، ۴۷، ۵۰۰، ۶۱۰، ۶۹۸ از قانون مجازات اسلامي، دلايل قانوني درخواست مجازات است كه تقاضاي محاكمه‌ي متهم را دارم.

وي در پايان خاطرنشان كرد: محل ارتكاب اتهامات اين متهم در حوزه‌ي قضايي تهران و در سال ۱۳۸۸ بوده است.

انتهاي پيام
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
۲۳/۶/۱۳۸۸
بالا
فهرست اصلي


  * اخلاق حرفه اي

كيومرث سپهري
رئيس كانون وكلاي دادگستري هاي كرمانشاه و ايلام
                                       
اينكه بعضي پرونده هاي موكلين به نتيجهءمطلوب نمي رسد،درعالم وكالت امري معمولي و غير قابل احتراز بنظر مي رسد ، و خواه ناخواه عده اي از موكلين بدين سبب از وكيل خود ناراضي هستند ( هرچند ممكن است به ظاهر و براي عدم پرداخت حقوق وي يا ...باشد ) البته عدم حصول نتيجه مورد نظر در هرپرونده ممكن است به علت يا علتهائي از قبيل : ضعف دلايل ، استنباط قضائي دادگاه كه خلاف نظر خواستهء موكل بوده است ، يا حتي اشتباه در استنباط از سوي دادگاه يا وكيل ، طرح اشتباه دعوي از اساس از سوي مدعي و... باشد .

اين موضوع نيز شايد قابل بحث نباشد كه در بعضي موارد وكيل ناچار به پذيرش دفاع ( البته درآينده دراين خصوص جداگانه بحث خواهد شد ) از موكليني است كه نتيجهء پرونده آنها ، تاحد زيادي مشخص است كه به ضرر او تمام مي شود ، مانند مواردي كه مراجعين دوست و آشنا ، اصرار به دفاع از پروندهء خود توسط وكيل دارند با قبول اين مطلب كه به نتيجهء مطلوب رسيدن امربسيار دشواري است ( اما از نظر واقعي ذيحق هستند ،مثل زيانديده اي كه مورد دستبرد راهزنان قرارگرفته ، امادليل آنچناني عليه آنهاندارد،يامتهمي كه دروضعيتي قـرارگرفتـه كـه تمامي قرائن وامارات عليه وي دلالت برارتكاب بزه دارد اما واقعاً بي گناه است و...) و وكيل نيز با روحيه به حق رسيدن و درجهت كمك به موكلي كه واقعاً ذيحق است _ وچاره اي هم جز دفاع از حقوق خود ندارد - ، پرونده را قبول و دفاع مي نمـايد ، ليكن به هرحال به نتيجهء مطلوب نمي رسد . اما اينكه وكيل ديگري با وجود مراتب فوق ، چنين پرونده هاي به بن بست رسيده اي را كه طرق عادي دادرسي آن به انتها رسيده است ، قبول وكالت نموده آنهم با شرط تضمين نتيجهء مطلوب موكل ، امر پسنديده اي نيست ( البته يافتن راهكار جديد في نفسه مفيد است ) و بدتر ازآن اينكه بنحوي عمل نمـايد كه اين تلقي و ايده در مراجعه كننده بوجودآيد كه وكيل قبلي او كوتاهي كرده است و عدم حصول نتيجهء مطلوب معلول اقدامات اوست ‍‍‍!! اين امر بسيار ناپسند و زشت است ، مخصوصاً اينكه بدانيم همكارمان تمام توان علمي و فني خود را در راه پيشبرد خواسته موكل ( البته بحق ) بكاربرده است ، و شايد هم در موضوع پرونده از مامجرب تر بوده باشد ، و با همهء اين احوال مراجعه كننده را خواسته يا ناخواسته ( چه درگفتار و چه درعمل ) به طرح ادعاي استرداد وجه پرداختي از همكارخود تشويق نمـاييم !؟ اين رويه به هيچ وجه قابل توجيه نيست ؛ گرچه ممكن است بنظر ما روش همكارمان مطلوب نبوده است ، اما نبايد از نظر دور داشت كه هركس در پـرونده روش و راهكـار و شيـوهء دفاع را خود بـر مي گزيند و دنبال مي كند و آنرا با توجه به جميع جهات مطـرح مي نمـايد ( از قبيـل روحيات هيات دادگاه ، دلايل طرف و ... ) ونبايد ازياد ببريم كه استنباط ها و استدلالها مختلف است ودرهرصورت عمل هركسي محترم است و مستحق اجرت . در اينگونه موارد مي توان با تشريح زحمات و اقدامات مفيد همكارمان درپرونده ، از راهكارهاي ابتكاري احتمالي خود نيز به نفع مراجعه كننده استفاده كرد بدون اينكه خدشه اي به زحمات ديگران وارد كرده باشيم . البته موضوع اشتباه غير قابل اغماض وكيل ( كه ناشي از عدم توجه و دقت و جديت باشد ) و بي اطلاعي او از اصول و مقررات بحث ديگري است كه در آينده انشاءاله به آن خواهيم پرداخت .

دستگاه قضائي به سبب ماهيت كاري آن اصولاً داراي مراجعين ناراضي و گله مندمي باشد ، عموم مردم اظهار نارضايتي از آن مي نمايند ، مخصوصاً افرادي كه راي به ضررآنان صادر مي گردد ، برخي ازاين افراد براي ارضاء رواني خود ، انواع تهمت ها و تخلفات را به قاضي صادركننده حكم وسايراعضاء دادگاه نسبت مي دهند و جو ناسالمي عليه آنها بوجود مي آورند بدون اينكه حرف ها ومسائل ادعايي چنين افرادي استناد يا محملي داشته باشد وگاه اقدامات افراد كلاهبردار ودلال مآب نيز قضيه را تشديد مي نمايد مثلاً با اخذ وجه از يكي از طرفين كه حالا محكوم له واقع شده است ، مدعي پرداخت آن به فلان شخص مي گردند و به هرحال بنحوي به گوش محكوم عليه مي رسد كه درذهن خود آنرا يك عمل قطعي فرض مي نمايد و همه چيز را به دادگستري نسبت مي دهد ، البته چنين افرادي يقيناً نسبت به وابستگان دادگستري نيز همين رويه را پيشه خواهند كرد ، برماست كه از حيثيت دادگستري و ديگران دفاع كنيم و نگذاريم بي دليل چهره ي افراد خوب در اذهان مخدوش شود ، زيرا حفظ قداست و ابهت دادگستري يعني حفظ نظم و قانون و حرمت افراد ، ومطمئناً كساني كه شان دادگستري را رعايت ننمايند ، حرمت وكيل و كارشناس وديگران رانيز رعايت نخواهند كرد ، پس برماست كه تحت هرشرايطي در عمل و درگفتار خود با چنين افرادي همداستان نشده و درشناساندن جايگاه و شان رفيع قضاوت ودستگاه قضائي بكوشيم ، عمل اشتباه يك نفر را به كل دادگستري تعميم ندهيم وزحمات صادقانه ومسوولانه قضات و كاركنان صحيح العمل را هدر ندهيم . منصفانه و واقع بينانه با قضايا برخورد كردن و پرهيز از احساسي نگاه كردن به قضايا ، بسياري ازمشكلات را حل مي كند . به ياد داشته باشيم معمولاً زماني اين مسائل مطرح مي شود كه افراد تصور نمايند كه درتصميم گيري اشتباهي رخ داده است يا تعمدي دراين نوع تصميم گيري ( كه به زعم ذينفع به ناحق است ) وجود داشته است ، حال آيا نزد خود تصور كرده ايم كه هركسي درهرمقامي ممكن است مرتكب اشتباه شود ؟آيا واقعاً همه جوانب و قضاياي پرونده مطروحه درآنرا باديدبي طرفانه اي بررسي كرده ايم ؟آيا اگر خود ما قاضي پرونده بوديم و هردوطرف را با دلايل و مدارك آنها ، آنگونه كه واقعاً هست ، درك و احساس مي كرديم ، چگونه قضاوت مي كرديم ؟ آيا بهتر نيست بي طرفانه مسائل و مشكلات خاص قضاوت را با ديد تخصصي و به زبان ساده براي ارباب رجوع توضيح دهيم ، و ماهيت و چگونگي كار قضاوت را تشريح نمائيم وتنگناهاوگرفتاريهاي قاضي را هم از نظر رعايت بي طرفي و لزوم توجه به دلايل ومدارك طرفين وهم ازنظر اجراء قوانين مربوطه واحياناً مشكلات خاص پرونده را كه مستند به عمل خود طرف ناراضي ومربوط به غيرتخصصي عمل كردن ايشان بوده يادآور شويم و تصورات ناصوابِ او را اصلاح كرده ودر عمل وگفتار قاطع و محكم خود شان قضاوت و دادگستري را حفظ نمائيم ، قطعاً اين رويه موجب حفظ ارزش وكالت نيز خواهد بود ، زيرا كسي كه قاضي و دادگاه و قضاوت را تمسخر و تحقير نمايد ، قطعاً با وكيل و وكالت نيز درموقع مقتضي همين عمل را انجام خواهد داد. بنظر مي رسد كه مردم هرچه بيشتر از واقعيات ومشكلات و پيچيدگيهاي كار دادگستري آگاه شوند ، بيشترمتمايل به پيگيري امور خود از طريق اهل فن خواهند شد . بنابراين به نفع همه است زيرا هم مردم آگاهي بيشتري پيدا كرده اند و ديد و ذهن مثبتي پيدا كرده اند هم حرمت و ارزش وكالت و قضاوت را شناسانده ايم . البته اين انتظار نيز از همكاران نسبت به هم وقضات و كارمندان دادگستري نيز نسبت به وكلاء هست كه مطمئناً بسياري از آنها اينچنين عمل خواهند كرد . مثلاً درموردي كه فلان مقام آگاهانه حقوق اساسي يك طرف را ناديده گرفته باشد ، مي توان ضمن حفظ حرمت دستگاه قضائي ، حقوق صاحب حق را به وي يادآور شد كه طريق صحيح قضيه را انتخاب نمايد و رعايت شان وحرمت قضاوت به معني توجيه اقدامات غير قانوني كسي نمي باشد و نقدو انتقاد سازنده درزمان ومكان خود ، ارزنده و پسنديده و مفيد وموثر خواهد بود و بحث حاضر درمقام نفي آن نمي باشد .

مبادا براي توجيه شكست خود در پرونده ( البته شكست به زعم بعضي افراد ، چون وكيلي كه وظيفه خود را بدرستي انجام داده باشد ، نتيجه ولو به ضرر موكل او تمام شود شكست محسوب نمي شود ) مثل بعضي افراد از واقعيات غافل شويم و فقط چند نكته مثبت به نفع خود را ببينيم ، بدون اينكه مشكلات خود را درذهن تصور نماييم ، سعي كنيم درهمه حال بي طرفانه داوري نمائيم و عادلانه قضاوت كردن را در ذهن خود تمرين نمائيم و آنرا در تمام شوون زندگي خود ولو زماني كه خود يك طرف قضيه هستيم بكاربنديم .

شايد هيچ شغل و حرفه اي به اندازه وكالت مستلزم برخورد و جدل با همكار خود نباشد زيرا هر وكيل اصولاً بايد معتقد به استحقاق موكل خود نسبت به موضوع دعوي و درامور كيفري معتقد به بي گناهي موكل خود حداقل در اوصاف اتهام انتسابي باشد ، از طرفي وكيل طرف ديگر دعوي نيز اصولاً معتقد به حقانيت ادعاي موكل خود و خواستار حكم به نفع موكل خويش و احقاق حـق مي باشد ، اين وضعيت خواه ناخواه شرايطي بوجود مي آورد كه مستلزم رد و بدل استدلالات و مباحث گوناگون مي شود و حتي گاهي ممكن است وكلا با شدت وحدت زيادي به بحث بپردازند و شايد هم به اقتضاي وضعيت كلام هم را قطع و نكته اي را ياد آوري نمايند ( گر چه اصولاً نبايد چنين باشد ) دراين حالات اگر و كيل كم تجربه باشد يا كنترل خود را از دست بدهد ممكن است صحنه اين نوع جلسات به صحنه ي جر و بحث و كار و زار تبديل و هرطرف به نوعي در صدد تحقير و تخفيف همكار خود برآيد و حتي كار به جاهاي باريكتر برسد و خداي ناكرده به عنوان نمودن ضعف هاي احتمالي شخصي هم بپردازند و ... ، اين وضعيت را متاسفانه بعضي از موكلين كم اطلاع نيز متوقع و به نوعي تشديد مي نمايند ، در حالي كه اين گونه اعمال به هيچ وجه در شان و شايسته وكيل نمي باشد ، يك وكيل بايد بداند كه طبع كار او چگونه است ، بنابراين به مقتضاي اين كار خود را از هر نظر آماده نمايد ، هم از نظر تسلط علمي ، هم از نظر خونسردي درمباحث و عكس العملهاي مختلف در جلسات مهم و پرشور ، و هم از جهت رعايت اخلاق و ادب و نزاكت جمع مخصوصاً همكار خود كه درمقـابــل او ايـستــاده است.

درست است كه بايد تمام توان و تلاش خود را در جهت پيشبرد خواسته هاي مشروع موكل خود بكار ببنديم ، ولي اين امر با عصبانيت و خروج از حد اعتدال در رفتار و گفتار نسبت به اصحاب دعوي و همكار خود نيست ، گرچه در دعوي از نظرگاه حقوق موكل ، نسبت به وكيل طرف دعوي مثل بيگانه و خصم هستيم ، اما اين امر در حدود وچارچوب علمي و استدلال و مباحث و اصول دادرسي است نه مثل جر و بحث افراد عامي كه توام با تحقير و توهين است ، البته خونسردي و وقار و متانت و سماجت و اصرار به جا و صحيح بر سرحق امر ديگري غير از از كوره در رفتن و گردن گرفتن است .

بنظر مي رسد يكي از راههاي خونسردي و متانت در دفاع تسلط علمي بر قضيه و اشراف كامل بر موضوع و زوايا و جزئيات پرونده است كه وكيل از قبل بر نقاط قوت و ضعف حقوق موكل خود و طرف او آگاهي مي يابد و به اقتضاي وضعيت ، در جلسه دادگاه نيز عكس العمل مناسب نشان مي دهد كه نيازبه برافروختن و خارج شدن از حد اعتدال نباشد .

طبق آموزه هاي ديني و براساس منطق عقلي و وجداني و اصول رفتار اجتماعي و انساني، صلح وسازش مورد تشويق و تاكيد قرارگرفته است و افرادي كه در اين زمينــه فعاليــت مي نمايند و توانائي حل وفصل اختلافات و مناقشات را دارند ، همواره مورد احترام و تكريم مردم بوده و به نوعي بر قلوب اشخاص حكومت مي نمايند ، ازجمله اشخاصي كه مي تواند در زمينه صلح و سازش موثر و فعال باشد وكيل دعاوي است ، زيرا به سبب ماهيت شغل افراد زيادي كه بنحوي با ديگران داراي اختلاف و تضاد منافع مي باشند ، جهت دريافت مشاوره و ارائه راهكار تخصصي و يا پذيرش وكالت و طرح دعوي به وي مراجعه مي نمايند ، دراين حالت وكيلي كه مسلط به امور باشد و احساس مسووليت بيشتر نمايد و همواره مصلحت واقعي مراجعين و موكلين و مردم را در نظر داشته باشد مي تواند زمينه صلح و سازش را فراهم نمايد و اين امر مي تواند به طرق گوناگون به منصه ظهور برسد ، ازجمله در بسياري از موارد اشخاص ممكن است به علل مختلف جهت طرح دعوي و رسمي كردن اختلافات خود تصميمات عجولانه بگيرند ، بدون اينكه عواقب و اثرات آن را نسبت به خود و طرف دعوي و ديگر اشخاص ذيمدخل در قضيه سنجيده باشند ، در اين حالت وكيل به خوبي مي تواند به اقتضاي قضيه وي را آرامش دهد و ازتصميمات عجولانه وي جلوگيري نمايد و وكيل نيز نبايد از روي احساس تصميم گرفته ، سريع تابع عواطف شده ، عقل و منطق را فراموش نمايد يا در مواردي گرچه حق با مراجعه كننده و موكل باشد ، اما ممكن است با مذاكره و دعوت طرف وي وجديت در حل و فصل قضيه و اندكي كوتاه آمدن از چيزي كه موكل تاكيد برآن دارد و به اصطلاح با تخفيف معقول خواسته ، مي توان موضوع را به خوبي به پايان رساند ، بدون اينكه ماهها يا حتي سالها گرفتار كشمكش در دادگستري و مراجع ديگر شد ، در اين مورد گرچه صددرصد حق با موكل باشد كه فلان مبلغ را بگيرد يا طرف او فلان عمل مجرمانه و خلاف را انجام داده باشد ، اما با توجه به اينكه اكثر مراجعين از افراد فعال جامعه مي باشند ، حل و فصل سريع قضيه همواره به نفع هر دوطرف مي باشد ، زيرا گرچه ممكن است با طرح دعوي خواهان به مبالغ بيشتري برسد ( با فرض نبودن مشكلات خاص ) ولي اگردر ابتداي قضيه مبلغ كمتري بگيرد و وقت و سرمايه خود را صرف امور اصلي نمايد قطعاً درنهايت نفع بيشتري عايد او خواهد شد تا در استرس و اضطراب جلسات دادگاه و نظريات كارشناسان و... باشد .

درجهت موفقيت در اصلاح طرفين مي توان از مشكلات و خطرات و سختيهاي طرح دعوي يا ادامه آن براي موكل يا طرف او و مزاياي فراوان خاتمه اختلاف و نتايج بعدي صلح و سازش و جلوگيري از مخاصمه كه مي تواند منشا امور ديگري شود ، در زواياي مختلف چه از ديد جزئيات كار تخصصي وكيل و چه از ديد اجتماعي و رواني استفاده كرد .

ممكن است تصور شود اين امر باعث خواهد شد كه وكيل درآمد خود را از دست بدهد ، به نظر مي رسد اينگونه نباشد ، زيرا اولاً وكيل از بابت اقدامات خود ( از قبيل مشاوره وتشكيل جلسات مذاكره و نوشتن توافقنامه و ديگر اقدامات احتمالي ) شايسته و درخور حق الزحمه قابل توجهي خواهد بود و قطعاً مراجعين و موكليني كه اين زمينه را دارند ، زحمت وكيل را بدون اجر نخواهند گذاشت ، ثانياً همين افراد عموماً از كساني خواهند بود كه ديگران را نيز تشويق به مراجعه به وكيل در انجام امورخود مي نمايند ، ثالثاً اقدامات مصالحه جويانه وكيل قطعاً يكي از مواردي است كه در افكار عمومي و دادگاهها وكيل را بعنوان وكيل خوب جلوه مي دهد و همين امر خيلي مهم خواهد بود ، گرچه ممكن است تاثير آن فوري و آني نباشد ، بعلاوه اجر معنوي آن قابل قياس باماديات نخواهد بود و از ياد نبريم كه روزيِ ما مقدر شده و روزي رساننده خالق هستي است . در هرصورت به نظر مي رسد وظيفه انساني ، اخلاقي ، شرعي و قانوني وكيل اقتضاي اين امر را دارد كه به هرنحو ممكن (بــطور متعارف ) درجهت اصلاح بين طرفين بكوشد .

همانطور كه در ماده ۳۱ قانون اصلاح پاره اي از قوانين دادگستري به آن اشاره شده است (به اين شرح : وكلاي دادگستري بايد در دعاوي حقوقي و يادر دعاوي جزائي كه باگذشت شاكي ، تعقيب قانوني آن موقوف مي شود ، قبل از اقامه دعوي سعي نمايند بين طرفين دعوي سازش دهند و انجام اين وظيفه را در دادخواست و ياضمن دفاع تصريح نمايند،همچنين بعد از طرح دعوي و در جريان رسيدگي نيز مساعي خود را در اين زمينه معمول دارند ) و كوتاهي دراين امر برخلاف مسووليت ، ماهيت و شان وكيل مي باشد . و به قول حافظ شيرين سخن :

حق الوكاله و عدم قبول پرونده

يكي از نگرانيهاي مردم در مراجعه به وكلا مربوط به حق الوكاله است . گرچه در بسياري از موارد اين نگراني و تصور صحيح و واقعي نيست ، ولي واقعيت آن است كه در بعضي موارد متاْسفانه به دلايل گوناگون از سوي برخي از همكاران از موضوع حق الوكاله به عنوان ابزاري براي عدم پذيرش پرونده و مراجعه كننده استفاده مي شود و اين امرمي تواند تبعات بدي براي امر وكالت و اعتبار وكلا داشته باشد . ممكن است وكيلي بنا به جهات مختلفي نخواهد وكالت پرونده اي را قبول نمايد و شايد نتواند يا نخواهد علت اصلي اين امر را براي مراجعه كننده بيان نمايد شايد در موارد بسيارنادري صلاح نباشد كه علت واقعي عدم پذيرش به متقاضي اعلام گردد ، اما در اغلب اوقات ، بيان اصل و اساس قضيه فاقد اشكال است و صحيح نيست از حق الوكاله به عنوان حربه و چماق براي اين موضوع استفاده كرد ومراجعه كننده را سرخورده و بدبين از وكالت و وكيل نموده و او را ازخود برانيم ، و براي اينكه وكالت او را نپذيريم ، حق الوكاله گزافي عنوان نمائيم كه ايشان هرچه سريعتر از تصميم خود پشيمان شده واز خير وكالت و انتخاب وكيل بگذرد ،اين امر روش بسيار بدي است ، و به نوعي ضد تبليغ و ضد ارزش براي حرفه وكالت و وكلاست .

اينكه مثلا'' اختلاف ديدگاه با قاضي فلان شعبه داريم وحدس ميزنيم پرونده با قضاوت ايشان به سود موكل ما ختم نخواهد شد ، يا اينكه وضعيت پرونده از نظر موضوع و خواسته و دلايل وتصميمات اتخاذ شده قبلي به گونه اي است كه مشخص است چه نتيجه اي خواهد داشت و مراجعه كننده به مقصود مورد نظر نخواهد رسيد و دفاع بي تاْثير خواهد بود ، يا اينكه پرونده به گونه اي است كه داراي زحمت زياد ومستلزم تلاش در جهات مختلف است كه آنرا درتوان خود نمي بينيم ،يا موضوع پرونده مسائلي است كه در آن تجربه وتخصص و توان انجام دفاع علمي و حرفه اي و شايسته را ممكن است نداشته باشيم ، يا خودرا نا توان از دفاع در مقابل استدلالها و استنادات و دفاع وكيل طرف مقابل ، احساس نمائيم ، يا اينكه پرونده مستلزم رفت وآمد وصرف وقت زياد است وقبول آن با شرايط سني وجسمي ما هم خواني ندارد ويادلايل ديگر ... ، به هيچ وجه صحيح نيست كه صرفا'' حق الوكاله را عنوان نموده كه مراجعه كننده منصرف گردد . چه ايرادي دارد كه صادقانه و با زبان قابل درك براي متقاضي مشكلات را درميان گذاشته و روح اورا آزرده خاطر ننمايئم ؟

آيا صحيح است براي راحتي خود وپاسخ بدون دردسر حق الوكاله را علم نمائيم ؟

آيا اين امر ضربه به اعتبار و شاْن وكيل و وكالت نخواهد بود ؟

چه ايرادي دارد كه متقاضي را به نحو دقيق وصحيح راهنمايي وآگاهي دهيم . آيا بهتر نيست اورا به نزد همكاري كه توان وتجربه انجام كار را دارد ، بفرستيم كه هم كار مراجعه كننده انجام گيرد وهم كارها بين همكاران تقسيم گردد وهم همكاران را تشويق به تخصصي كار كردن وكسب علم ومهارت وتخصص نموده باشيم ؟

اينكه صرفا'' قصدمان اين باشد كه پروندهاي مشخص وساده اي كه نتيجه ي آن روشن است بپذيريم واز پذيرش پرونده هائي كه نياز به تلاش وكوشش دارد وبه علت پيچيدگي احتمال بدهيم به نتيجه مطلوب نرسيم خوداري نمائيم كه مبادا به اعتبار حرفه اي ما لطمه وارد شود وتصورناتواني ما دربعضي افراد ايجاد گردد ، به هيچ وجه صحيح نبوده وبر خلاف رسم جوانمردي است ومي توان گفت نوعي عافيت طلبي است . هنروكيل در اين است كه پرونده هاي پيچيده وفني را به نتيجه برساند وايفاي نقش او در پرونده احساس گردد ازطرف ديگر وظيفه و هنر وكيل دراين است كه در مسائل وموضوع هاي مختلف ومشكلات مردم ، راهكار ارائه و خلاقيت به خرج دهد ، نه اينكه صرفا''در جهت نظرات ازپيش تعيين شده مراجع قضايي و مسائل روزمره و عادي حركت و طرح دعوي نمايد قاعدتا'' وكيل مسائلي را انشاْ و به تعبيري خلق مي كند و قاضي در مورد قضاياي موجود داوري مي نمايد ، به علاوه اصولا'' يكي از وظايف وكيل يافتن راه حل مشكلات حادث براي مردم است نه اينكه چون فلان مرجع مثلا'' با موضوع هاي حادث شده به گونه اي عمل مينمايد ، ما هم خود را فارغ از تكليف به ارائه راه حل صحيح ومطلوب دانسته و خود را با آن تطبيق دهيم ، يقينا''هر راه حل وراهكاري كه داراي مبناي منطقي وعقلايي و مفيد و عادلانه باشد ، گرچه ممكن است به علت مخالفت با رويه هاي مرسوم و معمول ، اجراي آن ابتدا با سختي و دشواري همراه باشد، ولي نهايتا'' به نتيجه خواهد رسيد.

ازجمله مشاغلي كه به عنوان شغل شريف شناخته شده اند وكالت وقضاوت است ، اينكه چرا اين مشاغل را شريف دانسته اند داراي عللي است يكي از علل آن قطعاً فرض عالمانه عمل كردن شاغلان اين مشاغل ونقش علم ومعنويت وانديشه وتفكر در اين دو شغل است ، عالمانه كار كردن نيز مستلزم داشتن روحيه علم جويي ، مطالعه وتحقيق وانتقادپذيرمي باشد زيرا علاوه براينكه علم حقوق بسيار گسترده است ، موضوع هاي حقوقي نيز فوق العاده دامنه داربوده ، هرروز گسترده تر مي گردد ، واز همه مهمتراينكه چنين اموري زائيده فكر انسانها مي باشند هرانساني خود دنيايي گسترده است ، بنابراين براي درك صحيح قضايا ناچار به داشتن تجهيزات اوليه مي باشيم . داشتن مدرك كارشناسي يا كارشناسي ارشد واز اين قبيل كفايت نمي كند ، بنابراين براي انجام دفاع عالمانه و انجام وظيفه بهتر يا قضاوت عادلانه ،صرف استناد به ظاهر چهار ماده قانون كه ممكن است در زمان وضع آن حتي تصورحدوث موضوع پرونده براي واضعين آن امري محال بوده باشد ، نمي تواند راه گشا ورافع تكليف وظيفه وكيل ياقاضي باشد.

بنابراين به هيچ وجه مطلوب نيست كه وكيل يا قاضي بطور قالبي فكر كند وقدرت استنباط واستدلال منطقي را از خود سلب نمايد نتواند يا نخواهد اين گونه استدلالها را بپذيرد ، بلكه بايد پذيراي استدلالهاي منطقي ومستند عقلي ويافته هاي فكري وعلمي جديد باشد وبه هيچ وجه شايسته نيست كه درمقابل آن به روشهاي غير علمي پاسخ دهد . بعلاوه طبق تاكيد قرآن كريم : ‹‹ ولاتقف ما ليس لك به علم ›› .

انجام تكليف در اين مشاغل مستلزم جهد وكوشش واجتهاد است كه در هر پرونده اي بايدبه نوعي انجام شود ،‌بنابراين كسي كه به اين مهم عمل نمايد بعيد است دچار بي مسووليتي ، روزمرگي وبي تفاوتي در مقابل قضايا گردد ، زيرا عالمانه عمل كردن واجتهاد نمودن علاوه براينكه مستلزم پويندگي وتلاش است ، خود موجب پويايي وپيشرفت عامل به آن مي شود واز اين رو كسي كه اين چنين عمل نمايد اصولاًازكار خود لذت مي برد و قطعاً در هر موضوعي به يافته هاي جديدي هم دست مي يابد كه به نوعي مي تواند در امور ديگر كمك كار اوباشد . بنابراين چون انجام كار دراين مشاغل همواره نياز به تلاش وتكاپوي فكري وذهني دارد ونتيجه عمل عاملين آن به نوعي محصول فكري است كه برپايه ها ي صحيح واصولي بنا شده است نه انجام اعمال مادي تكراري ، كار وعمل داراي ارزش والا وعمل كننده آن كه در راه رسيدن به عدالت تلاش مي نمايد شريف محسوب مي شود ونزد خداوند داراي پاداش خواهد بود وعقلاي جامعه نيز قضيه را به خوبي تشخيص خواهند داد ، همچنانكه پيشوايان ديني فرموده اند ، قلم دانشمند از خون شهيدان برتراست .

بنابراين كسي كه بابي تفاوتي وبي مسووليتي عمل نمايد شايد بتوان گفت كه شرافت شغلي را رعايت نكرده است وعمل اواز حداقل ارزش برخوردار مي باشد وممكن است دچار عقوبت اخروي نيز گردد . وشايد به همين دلايل است كه پيشوايان ديني فرموده اند : دانشمندان حاكمان برمردمند وفضيلت دانشمند برديگران مانند برتري پيامبر برامت است .

ازطرف ديگر حقوق ، علم تنظيم روابط اجتماعي است . روابط انساني بطور مستمر در حال دگرگوني است اين دگرگوني نيازهاي جديدي را به همراه دارد كه راهكارهاي جديد حقوقي مي طلبد . قانونگذار معمولاً به دنبال اين تحولات ، مقررات وضع مي نمايد . گاه نيز به فكر قانونگذاري نبوده يافرصت پيدا نمي كند . درك صحيح ويافتن قواعد حقوقي درست اين پديده ها وروابط اجتماعي از وظايف حقوقدانها مي باشد ، كه بخش مهمي از آن به عهد وكلاء و قضات مي باشد ، بدين لحاظ نيز اقتضاي كار اين است كه اين دو قشر از حقوقدانان ، علاوه براينكه بايد از اطلاعات عمومي بالايي برخوردار واز اوضاع اجتماعي روز آگاه باشند ، بايد بتوانند مشكلات حاصل از اوضاع جديد را باقواعد حقوقي موجود تطبيق داده ، آنچه را كه عدالت واقعي است به اجرا درآورند ، اين امر نيز با مطالعه نتيجه تحقيقات جديد ومطالعه مقاله ها وتاليف هاي نو تاحدود زيادي ميسر مي گردد .

به علاوه به نظر مي رسد براي دفاع خوب يا قضاوت عادلانه در بسياري از موارد نيازمند داشتن اطلاعات عمومي واطلاعات اوليه موضوع مطروحه مي باشد ودر اين زمينه مي توان نمونه هاي عملي زيادي مطرح كرد ، مثلاً در مورد بعضي از مرگها وپرونده هاي مربوط به آن داشتن اطلاعات پزشكي وچگونگي عملكرداعضاء بدن ،براي درك صحيح قضيه بسيار راه گشاست .

پس تلاش نمائيم كارماهيتاً با ارزش وكالت وقضاوت را نه صرفاً به ديد مادي وكسب در آمد وشغلي براي امرارمعاش بلكه به نيت احقاق حق واجراي عدالت ودفع ظلم وحل مشكلات انسانها دنبال كنيم وجنبه معنوي كار را از ياد نبريم كه ارزش آن بسيار گرانبهاست واز فرصت به دست آمده واختيار وتواني كه جامعه در اختيارمان نهاده است نهايت استفاده را جهت خدمت واقعي با تجهيز خود به علم واخلاق وكمال شغلي ببريم .
بالا
فهرست اصلي


  * بحثي اجمالي پيرامون رسالت و جايگاه قاضي و وكيل از ديدگاه قرآن

علي بيگلري
عضو هيات مديره و دادستان كانون وكلاي كرمانشاه و ايلام
                                       
توكلتُ علي العزيز الحكيم
بسم الله و بالله . بِسمِ الله و ماشاء الله . بسم الله و لا حول و لا قوه الا با الله.
اِلهي وَفِقنا لِما تُحِّبُ وَ تَرضي.
با سلام و درود و اهداي تحيت و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما عزيزان و سروران ارجمند، بنده برخود فرض مي دانم كه از محبت و توجه و عنايت خاص برادر بزرگوار و گرامي جناب آقاي ملكشاهي رياست محترم كل دادگستري و معاونين و دادستان محترم و قضات شريف تشكر و قدر داني نمايم و سپاس مضاعف و مجدد بلحاظ اينكه با حضور گرمشان محفل و مجلس ما را منور و مزين فرموده و به آن ارزش و اعتبار و معنويتي خاص بخشيده اند.
انشاءاله خداوند در اين ماه عزيز و مبارك كه ماه نزول قرآن و نزول بركات الهي است لطف و تفضل خود را شامل حال همه ما فرموده و توفيق انجام عبادت خالصانه و ارائه خدمات ارزنده و صادقانه را به مسئولين متعهد و دلسوز جامعه اسلامي و به همه ما عطا و عنايت بفرمايد.
همانگونه كه سروان عزيز مستحضر هستند و همكاران بنده به عرض رسانده اند. عده اي از كارآموزان وكالت، بحمداله پس از طي موفقيت آميز دوران پر زحمت كارآموزي و پذيرفته شدن در امتحانات ، امروز در اين مجلس با شكوه پس از قرائت سوگند نامه و انجام مراسم تحليف در حضور شما بزرگواران عملاً به كسوت شغل شريف و مقدس و پرافتخار وكالت دادگستري در آمده و به جامعه غرور آفرين وكالت وارد مي گردند.
بنده اين مناسبت مهم و اين افتخار بزرگ را به همكاران جوان خود تبريك و تهنيت عرض نموده و خاضعانه از پيشگاه خداوند منان مسئلت مي نمايم كه به اين عزيزان و به همه ما اين توفيق و سعادت را عنايت و مرحمت بفرمايد كه بتوانيم همواره تعهد و پايبندي خود را به اين مرامنامه و سوگند نامه حفظ نموده و بتوانيم به مفاد و محتواي آن عمل نمائيم . سوگندنامه اي كه شرافت خود را وثيقه و ضامن اجراي آن قرار داده و مي دهيم . قدر مسلم اينكه با پاس داشتن اين مرامنامه و پايبندي به موازين و معيارهاي قانوني و اخلاقي و نيز در سايه وحدت و همدلي ميتوان اعتبار و استقلال شغل شريف وكالت را حفظ و تضمين كرد.
خداوند را شاكر هستيم بلحاظ اين تفاهم و تعامل و همدلي و همراهي نزديك و بسيار صميمانه كه در چنين ماه مباركي ، كانون وكلاي دادگستري مركز كرمانشاه و ايلام ، مراسم تحليف كارآموزان خود را در حضور مسئولين محترم دادگستري و در خانه آنها كه مامن خانه وكيل است برگزار مي نمايد. اين وحدت و همكاري صميمانه و پر افتخار بر كانون وكلا مبارك باد .
همانگونه كه قبلاً هم به عرض رسانده ام كلمه مقدس وكيل از اسماء الله و نيز از صفات ذات ايزدي است و براي ما مايه فخرو مباهات است كه نام شغل ما ماخوذ از اسماء الحسني است. بر اين اساس به كسوت شريف وكالت در آمدن و فارغ از جنبه هاي ماديگري آن به اين مقام رسيدن توفيق و سعادتي است كه خداوند به ما ارزاني فرموده است لذا از اين حيث هم بر ما فرض و واجب است كه به احترام نام مقدس وكيل به وظايف و تكاليف خود در قبال موكلين و جامعه و دستگاه قضائي آنگونه كه شايسته نام و شان وكيل است عمل نمائيم . او خيرٌ ناصِرٍ و مُعين است وَ نِعْمَ الوكيل. ما هم كه نام شغل خود را ماخوذ از صفت و اسماء حسني مي دانيم يايد لياقت و شايستگي خود را براي احراز اين مقام اثبات نموده و به معناي واقعي و بدرستي حافظ و ناصر و يار و ياوري بحق براي موكلين ذيحق و دستگاه قضائي و نظام مقدس اسلامي باشيم. انشاءالله.
وكالت هم مانند قضاوت شغلي است شريف كه در تمام جوامع متمدن بشري مورد احترام است و قاضي محترم دادگاه و وكيل دادگستري داراي هدف واحد و مشترك بوده و هر دو مدافع حق و اجراي عدالت و عامل اصلي و مهم و موثر بسط و توسعه قضائي هستند.
اصولاً قضاوت و وكالت تنها يك شغل نيستند بلكه ظلم ستيزي و دفاع از حق و ياور مظلوم بودن است و عليه ظلم و بي عدالتي و تعدي و تجاوز به حقوق ديگران قيام كردن يك تكليف و مسئوليت است . رسالت و مسئوليت انسان بودن كه خليفه الله است. و قاضي و وكيل اگر آنگونه كه شايسته نام و مقام معنوي آنهاست به وظيفه مقامي و اخلاقي و رسالت انساني خود عمل نمايند . كار و عمل آنها اقامه قسط و عدل و اجراي عدالت است و يكي از اهداف انبياء و پيامبران خدا هم حل اختلاف و داوري بين مردم و اقامه قسط و مبارزه با ظلم و ستم و حمايت از مظلوم بوده است آنگونه كه خداوند در آيه ۲۵ از سوره مباركه حديد مي فرمايد:
لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بالّبيناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهمُ الكتابَ و الميزان لِيقُومَ الناسُ بالقسط.
لذا صاحبان اين مناصب و مشاغل عالي و حساس علي الخصوص قضات و وكلاي جوان كه تازه به كسوت شريف اين مشاغل در مي آيند بايد به شان و مقام خود توجه داشته و چهره موجه و مطلوبي از قاضي و وكيل دادگستري به جامعه اسلامي معرفي نمايند و همواره در انجام وظيفه از خداوند سبحان استمداد طلبيده تا اسير نفسانيات نشده و از وساوس شيطاني به او پناه ببرند. زيرا متابعت از نفسانيات و تسليم هواي نفس شدن چشمان حقيقت بين انسان را فرو بسته و ميان او و عدالت فاصله و جدائي انداخته و او را از راه خدا كه همان راه حق است باز مي دارد. و اگر به ياري حق توانستند به رسالت خود عمل كرده و به جنبه هاي روحاني و معنوي مقامشان توجه داشته و با در نظر گرفتن نظارت مستقيم پروردگار و ثبت و ضبط اعمال و كردار خود و حتمي بودن و قطعيت پاسخگويي فرداي قيامت احقاق حق نمايند مي توانند از اقامه كنندگان قسط بوده و محبوب پروردگار باشند آنگونه كه خود فرموده است كه اِنَّ الله يحِبُ المِقسطين و اين امر و موضوعي است كه در آيه ۲۶ از سوره مباركه (ص) بر آن تاكيد شده است آنجا كه خداوند مي فرمايد: يا داوُد- اِنّا جَعَلناكَ خَلِيفَهً فِي الارض. فَاحكُم بَينَ الناسِ باالحق . وَلا تَتَبُع الهوي- فَيضِلَّكَ عَن سبيل الله . اِنَّ الذّينَ يضِلُّونَ عَن سَبيلِ الله لَهُم عَذابٌ شَدِيد بِما نَسُوا يوم الحِساب.
يعني – يا داود ما ترا در روي زمين مقام خلافت داده و جانشين خود قرار داديم تا ميان خلق خدا به حق حكم كني. و هرگز از هواي نفس پيروي نكني كه ترا از راه خدا گمراه مي سازد و آنان كه از راه خدا گمراه شوند چون روز حساب را فراموش كرده اند به عذاب سخت معذب خواهند شد.
و اينك از محضر سروران ارجمند و اساتيد محترم و بزرگوارم اجازه مي خواهم كه از باب ريش سفيدي و شيوخيت و با استفاده از چند حديث و آياتي از كلام الله مجيد به همكاران جوان خود در خصوص وظايف و تكاليف شغلي آنها مواردي را متذكر شوم . چون اين امر را وظيفه و تكليف خود مي دانم و مستند اين ادعا و مبناي و چوب و ضرورت اين تنبه و تذكر . آيه ۱۷ از سوره مباركه لقمان است كه مي فرمايد:
يا بُنَي، اَقِمِ الصّلو&#۱۷۳۱; ، وَ امُر بالمَعروُف وَآَنهَ عَن المُنكَر.
دقت بفرمائيد. كلام. كلام خداست از زبان يكي از مردان خدا يعني لقمان حكيم كه در مقام پند و اندرز و نصيحت به فرزند و تاكيد و توصيه و دستور، بعد از تكليف به اقامه نماز به عنوان مهمترين واجبات ديني به ذكر مهمترين دستور اجتماعي يعني امر به معروف و نهي از منكر پرداخته و مي گويد.
فرزندم مردم را به معروف و نيكي ها دعوت كن و از بدي ها و زشتي ها و منكرات باز دار. بنده هم در عمل به اين آيه شريفه و اين تكليف شرعي، خواهران و بردران عزيز خود را به انجام نيكي ها و دوري جستن از بدي ها و زشتي ها و كاستي هاي مرتبط با امر وكالت و در تمام امور و شون زندگي متذكر مي شوم.
اجازه مي خواهم به لحاظ ارتباط كامل آيات قبل و بعد از آيه مذكور با موضوع بحث چند آيه از اين سوره مباركه را عيناً قرائت و ترجمه نمايم. در دنباله آيه ۱۷ مي فرمايد. وَ اصِبر عَلي ما اَصابَكَ . اِنَّ ذلِكَ مِن عَزمِ الاَمَور.
يعني، فرزندم ، در برابر مصائبي كه به تو مي رسد با استقامت و شكيبا باش و اين از كارهاي مهم و اساسي است.
و بنده عرض مي كنم كه وكالت عقد حمايت و ايستادگي است و او نِعمَ الوكيل و بهترين ياور و حامي و پشتيبان است . وكالت عقد ياري كردن و نصرف رساندن به مظلوم است و او خيرٌ ناصرٍ و معين است. وكالت عقد ولايت و سرپرستي وياري كردن است وَ هُوَ نِعمَ المولي وَ نَعمَ النَّصير.
وكالت عقد پاسداري و حفاظت ونگهباني از حقوق جامعه و مردم است و هُوَ عَلي كُّل شئٍ وكيل. و شما براي دفاع از حق و اقامه قسط و ياري رساندن به مظلوم بايد صبور و شكيبا و با استقامت باشيد . زيرا انجام اين امور مهم گاه هزينه سنگين دارد كه بايد متصديان امور بپردازند و بپردازيم.
در آيه ۱۶ : مي گويد: يا بُنَّي اِنَّها اِن تَكُ مِثقالَ حَبَّهٍ مِن خردلٍ فَتَكُن. فِي صخر&#۱۷۳۱;ٍ اَوفي السمّواتِ او في الارضِ ياتِ بِهَا اللهُ اِنَّ اللهَ لطيفٌ خَبير.
فرزندم(پسرم) اگر اعمال نيك و بد حتي به اندازه سنگيني خردلي باشد در درون صخره اي يا گوشه اي از آسمان يا درون زمين جاي گيرد خدا آنرا در دادگاه قيامت حاضر مي كند و حساب آنرا ميرسد كه خداوند دقيق و آگاه است.
و بنده عرض مي كنم. عزيزانم، در راه سخت و پرمخاطره اي قدم گذاشته ايد . مبادا انگيزه تحصيل حق الوكاله و جنبه پر جاذبه ماديگري اين شغل شما را آلوده گناه نمايد و سبب و وسيله اي شويد براي تضييع حقي يا خداي نخواسته در اين راستا با عمل و اقدام شما و دفاعيات شما بي گناهي مجازات يا در مورد گناهكاري مانع اجراي حكم خدا شويد.
بدانيم و آگاه باشيم كه بشدت تحت نظارت و كنترل و مراقبت هستم و كوچكترين اعمال و افعال و حتي نيات و افكار، در دفتر اعمالمان ثبت مي شود آنگونه كه خداوند در آيات۱۰ تا۱۴ از سوره انفطار مي فرمايد: وَ اِنَّ عَلَيكُمٍ لَحافِظين- كرِاماً كاتبِين – يعلَمُونَ ما تفعَلون.
يعني: بدون شك مراقبين و نگاهباني بر شما گمارده شده است. نگاهباناني كه در نزد پروردگار مقرب و محترم هستند و پيوسته اعمال شما را كتابت كرده، و مي نويسند و از آنچه شما انجام مي دهيد آگاهند و همه را بخوبي مي دانند.
پس حاشا و كَلّا كه بخاطر تحصيل مال دنيا و تامين رفاه و آسايش ظاهري دنيوي، دون شان و مقام وكيل عمل كرده و نامه اعمالمان را سياه كرده و آخرت خود را بسوزانيم. بايد هميشه خداوند را حاضر و ناظر بر كردار خود بدانيم زيرا كه او از رگهاي گردن بما نزديكتر و بر همه امور بندگان آگاه است همان گونه كه خود مي فرمايد: وَ نَحنُ اَقرَبَ اليهِ مِن حَبلِ الوريد و اِنَّ الله بصيرٌ بآلعِباد.
بترسيم از وعده عذاب پروردگار در فرداي قيامت كه بايد جوابگوي اعمال و گفتار و پندار خود باشيم « اِنّا اَنذَرناكم عذاباً قريبا.يوم ينظُرُ المَرءُ ما قَدَّمَت يدَاه (آيه ۴۰ از سوره نباء)
و ما شما را از عذابي نزديك بيم مي دهيم اين عذاب روزي است كه انسان آنچه را از قبل با دستهاي خود فرستاده همه را مي بيند.
بيائيد به زماني بينديشيم كه نامه اعمالمان را بدستمان داده و ما را تكليف به خواندن آن مي كنند آنگونه كه در آيه ۱۳ از سوره اسراء آمده است: اِقرا كتابَكَ يعني نامه اعمالت را خودت بخوان. حال كه چنين است و حضور ما در محكمه عدل الهي و در پيشگاه احكم الحاكمين مسلم و قطعي است . لازم است كه در اين دنيا تا فرصت داريم در عمل به دنباله آيه خود حسابگر خويش باشيم «كَفي بِنَفسِكَ اليومَ عليكَ حَسيبا»
در اين مورد حديث داريم كه : حاسِبوا قبلَ اَن تُحاسبوا. يعني خودت را محاسبه كن قبل از آنكه بحسابت برسند.
در آيه ۱۸ از سوره لقمان ، آن مرد الهي به ذكر مسائل اخلاقي در ارتباط با مردم و جامعه پرداخته، ابتدا تواضع و فروتني و خوشروئي را توصيه كرده مي گويد:
فرزندم وَلا تُصَعِّر خَدّكَ لِلّناس: با بي اعتنايي از مردم روي مگردان .
وَ لا تَمِش في الارض مَرَحا: با كبر و غرور و متكبرانه بر روي زمين راه مرو.
اِنّ الله لا يحِبُ كُلَّ مختالٍ فخور: خداوند هيچ متكبر فخر فروش و مغروري را دوست ندارد. و بدين ترتيب آن حكيم در اين آيه به دو صفت نكوهيده و ناپسند كه مايه از هم پاشيدن روابط صميمانه اجتماعي است اشاره مي كند. يكي تكبر و بي اعتنايي به مردم و ديگري غرور و خودپسندي .
كه هر دو انسان را در عالمي از توهم و پندار غلط و خود برتر بيني و غرور و مستي ناشي از نعمت و ثروتي كه خداوند براي آزمايش و امتحان به او داده است فرو مي برند و رابطه او را با ديگران قطع كرده و گاه موجب قطع رابطه انسان با خدا مي شوند. پس داشتن اين صفات بسياز زشت هم متابعت از هواي نفس و موجب ضلالت و گمراهي از راه خدا و راه حق مي شود و بايد مراقب باشيم كه مغرور شغل و نظام و موقعيت اجتماعي خود نشده و همواره مهربان و مهرورز، خوشرو و خوشخو و فروتن مودب و متواضع باشيم كه مي گويند:
افافتادگي آموز اگــر طالب فيضي هرگز نخورد آب زميني كه بلند است
در آيه ۱۹ از سوره مذكور ، دو برنامه و دستور اخلاقي ديگر را بيان كرده و مي گويد:
پسرم : وَ&#۶۴۳۳۶;قصِد فِي مَشيك : در راه رفتنت اعتدال را رعايت كنز
وَ &#۶۴۳۳۶;غضُض مِن صوتك. در سخن گفتنت نيز رعايت اعتدال نما- از صداي خود بكاه و فرياد مزن و با نرمي و ملايمت سخن بگو.
دقت بفرمائيد عزيزانم اين كلام حق است . دستور خالق به انسان به عنوان شريف ترين مخلوق خدا و عمل به اين دستور براي انسان تكليف و ترك آن تمرد است و گناه.
پيامبر رحمت محمدمصطفي(ص) مي فرمايد: اِذا حَكَمتُمَّ فَاعدِلوا وَ اِذا قُلتم فَاَحسِنوا- فَاِنَّ الله مُحسِنُ وَ يحِبُ المحسِنين.
يعني: وقتي قضاوت و داوري مي كنيد عدالت را رعايت كنيد و وقتي سخن مي گوئيد به نيكي سخن بگوئيد و خداوند نيك است و نيكان و نيكوكاران را دوست دارد.
و از امام معصوم حديث داريم كه : اَذّلّ النّاسِ مَن اِهانّ النّاس.
يعني ذليل ترين مردم كسي است كه حرمت شكني كرده و به ديگران اهانت و بي احترامي مي كند . ملاحظه مي فرمائيد كه خداوند رحمان و پيامبر عظيم الشان و امامان معصوم و حكما و معلمين اخلاق اسلامي، براي انسانِ مسول و متعهد و مومن به معاد، با چه دقت و حساسيتي منشور زندگي و برنامه اخلاقي تنظيم و ارائه نموده و بر رفتار و گفتار و نحوه برخورد با مردم و سخن گفتن با حفظ احترام مخاطب ، نحوه راه رفتن و حتي فركانس و ميزان و تُن صداي انسان نظر داشته و توصيه و تاكيد فرموده اند. بنابراين رعايت دقيق و كامل همه اين موارد براي همه مخصوصاً مشاغل و مناصب والايي مانند قضاوت و وكالت و معلمي به عنوان منشور و مرامنامه آداب اعمال و اخلاق حرفه اي، از واجبات است و مشخصاً ترك واجب مستوجب مواخذه و اعمال مجازات اخروي است. پس بايد بكوشيم تا صفات زشت و ناپسند و نكوهيده را از خود دور كرده و خود را به صفات نيكو و پسنديده الهي بيارائيم. يقيناً با داشتن صفات مذموم و با غرور و فخر فروشي و باليدن به جاه و مقام و ديگر صفات شيطاني نه تنها ره بجايي نمي بريم . بلكه از معنويات فاصله گرفته و از سيرالي الله باز مي مانيم و اين نتيجه قهري ناسپاسي و نافرماني خداست.
اگر خداوند علم و مقامي و نعمتي به شما داده است بايد قدردان الطاف و عنايت صاحب نعمت بوده و شكر آنرا بجا بياوريد، فرصت تحصيلات عاليه و كسب مدارج علمي ، تخصص و تجربه و موقعيت اجتماعي شما و داشتن فرصت تحصيلِ در آمدِ مناسب و مشروع نعمتي است كه خداوند به شما ارزاني داشته است و نعمت خداوند هم هيچگاه بي قيد و شرط نيست بلكه در كنار هر نعمتي، مسئوليتي قرار دارد و شرطي نهفته و تعهدي ايجاد مي شود آنگونه كه شيخ اجل سعدي شيرازي در بيان مشروط بودن نعمت خدا و آوردن شاهد مثال آن مي فرمايد. شكرانه بازوي توانا – بگرفتن دست ناتوان است
لذا بايد آگاه باشيم و به ياري حق به مسئوليت خطير خود در قبال نعمتي بزرگ كه خداوند امانتاً به ما داده است عمل نموده و اداي امانت كنيم و آنگونه كه مورد رضاي صاحب نعمت است از آن استفاده نمائيم. براي تحصيل درآمد حلال و مشروع ، آنهم بقاعده و با رعايت انصاف، براي دفاع و استيفاي حق و حمايت از محرومين و مظلومين و كمك به نيازمندان و صيانت جامعه. كه اين شكر و قدر نعمت بجا آوردن و اداي امانت كردن است و خلاف آن كفران نعمت است و ناسپاسي و خيانت.
نبي مكرم اسلام در اين مورد مي فرمايد: اَدِ الاَمانَتَه اِلي مَن ائَتمنَكَ وَ لا تُخَنِ.
يعني اداي امانت كنيد و نسبت به كساني كه به شما اعتماد كرده و امين خود دانسته اند خيانت نكنيد لذا از اين حيث مي توان گفت كه علم قاضي و وكيل اماني، و قضاوت و وكالت عقد امانت است و خداوند ما را تكليف به اداي امانت كرده است. آيه۵۸ از سوره مباركه نساء دليل و شاهدِ مثالِ اماني بودن علم قاضي است كه مي فرمايد: اِنَّ الله يامروكم اَن تود الاماناتِ اِلي اِهلها و اِذ حكمتم بين الناسِ اَن تحكُموا بالعْدل.
يعني خداوند به شما فرمان مي دهد كه امانتها را به صاحبان آن برسانيد و هنگامي كه ميان مردم قضاوت و داوري مي كنيد از روي عدالت داوري كنيد.
ملاحظه مي فرمائيد كه در اين آيه شريفه پس از امر به اداي امانت ، تاكيد بر قضاوت عادلانه و اجراي عدالت شده است. به معناي مصداق اداي امانت كردن. پس هرگونه مسامحه و سهل انگاري و بي دقتي كه منتهي و منجر به صدور حكمي ناعادلانه گردد نقض تحكوا بالعدل و خيانت در امانت است.
چون علم قاضي و وكيل امانت است و بايد از اين امانت و اين علم در راه صحيح و درست براي اقامه قسط و محقق شدن عدالت اجتماعي آن گونه كه مرضي رضاي حق است استفاده شود. نه اينكه وسيله و ابزاري باشد براي زراندوزي و رفاه طلبي و مساعدت به غاصبان و قلدران و زورگويان و صاحبان قدرت و متجاوزين به حقوق مردم و ملت ها و يا مايه فخر و تكبر و خودبرتر بيني و ايجاد فاصله طبقاتي در جامعه گردد. بر اين اساس هرگونه عمل و اقدام مغاير با مفاد آيه شريفه و حديث نبوي مذكور مصداق بارز و آشكار خيانت و تمرد نمودن از دستور حق است و در ارتباط با امر وكالت اگر بدانيم كسي كه به ما مراجعه كرده است ذيحق نيست و يا مجرم است نه متهم و از او قبول وكالت كنيم يا وكالت متجاوزين به حقوق مردم و جامعه را بپذيريم يا از فردي صاحب حق قبول كرده، ولي به نحو شايسته كار او را انجام ندهيم يا با تاخير انجام داده و عمل و اقدام، سبب ضرر و خسارت به او گردد يا از قاتل جميع الناس به تعبير قرآن كريم با علم و آگاهي از جاني بودن و گناهكار بودنش دفاع كنيم يا سعي و تلاش نمائيم براي تحصيل حق الوكاله بيشتر، مجرمي بيش از حد استحقاقش مجازات مجازات شود. همه اين موارد از مصاديق بارز نقض پيمان و وفا نكردن به عهد با خدا و ادا نكردن امانت و خيانت به نعمت خدا و عدم پايبندي به مرامنامه و سوگند نامه اي است كه شرافت خود را وثيقه و ضامن اجراي آن قرار داده ايم. در اين رابطه خداوند در آيه ۹۱ از سوره مباركه نحل مي فرمايد:
وَ اَوفُوا بِه عَهدِالله اِذا عاهَدتُم- وَ لاَ تَنقُضُوا الاَيمانَ بَعدَ توكيدها وَ قَد جَعَلتُم الله عَليكم كَفيلا انّ الله يعلَمُ ما تفعَلون.
يعني: هنگامي كه با خدا عهد بستيد به عهد او وفا كنيد و سوگندهايتان را بعد از تاكيد نشكنيد در حاليكه بنام خدا سوگند ياد كرده و او را كفيل و ضامن بر سوگند خود قرار داده ايد. خداوند از آن چه انجام مي دهيد آگاه است.
دقت بفرمائيد خطاب آيه خطاب عام است و همه انسانها مخاطب هستند مخصوصاً شما عزيزاني كه تا لحظاتي ديگر در اين مكان شريف در جمع قضات محترم و همكاران پيش كسوت خود با قرائت سوگند نامه و امضاي آن في الواقع با خدا عهد و پيمان مي بنديد.
بنابراين بهر طريقي اگر نقض عهد و پيمان كرده و چهره نامطلوبي از نام و اعتبار و شان وكيل ارائه دهيم. چه از حيث لباس و پوشش نامناسب و دون شان و مقام و نام مقدس وكيل كه نام خداست. يا هر گفته رفتار ناشايست مغاير مفاد سوگندنامه يا حتي بد سخن گفتن بد نوشتن و استفاده از الفاظ ركيك و سخيف در محاوره و مكاتبه و مباحثه و رعايت نكردن عفت كلام و اهانت كردن به ديگران كه موجب ورود لطمه و صدمه و خدشه به اعتبار وكيل و تقليل شان او و جامعه وكالت مي شود، جفا كردن به مقام قاضي و وكيل و جامعه وكالت و قضاي اسلامي و خيانت به علم و امانت خداست و خداوند بر آن آگاه است و در آنروز حسابت با كرام الكاتبين است كه اعمال و حركاتت را ثبت كرده است.
پس بيايم به تنبه و توصيه آن عارف دلسوخته و آزاد از رنگ تعلق و عريان و عاري از جامه تكبر و تكلف عمل نمائيم كه فرموده است:
مكن كاري كه بر پا سنگت آيــد جهــان با اين فراخي تنگت آيــد
چو فردا نامه خوانان نامه خــوانند تـو را از نامه خـواندن ننگت آيــد
در پايان به نحو اجمال به عرض مي رسانم كه بايد در تحصيل، و قبول وكالت و دريافت حق الوكاله بي نهايت دقت كنيم .رزق انسان مقدر است و خداوند روزي رسان، آنگونه كه خود فرموده است: يرزَقُ مَن يشاءِ و يقدِر مَن يشاء.
و فراواني مال فتنه است و وسيله آزمايش انسان ، پس اراده كنيم كه از راه مشروع و حلال و با رعايت انصاف نيازهاي معيشتي و مادي زندگيمان را تامين نمائيم. و دعا كنيم كه خداوند بما شيوه كسب درآمد حلال و نيز قناعت كردن و دوري از آزو حرص و طمع و آلوده نشدن به گناه و ايستادگي در مقابل وسوسه هاي شيطاني را بياموزد. تا در زماني كه صاحبان قدرت و و زورگويان و متعديان به حقوق مردم و جامعه قصد استفاده ابزاري از علم و تجربه و تخصص ما را دارند تسليم هواي نفس نشده و با قدرت و صلابت ناشي از ايمان و تعهد و پايبندي به ميثاق با خدا آنها را بر همراهي نكرده. به نقل از سعدي بگوييم كه:
فقـــر و قنــاعت نمـي بـريم با پادشه بگوي كه روزي مقدر است
از محضر اساتيد و سروران گراميم اذن مي خواهم به عنوان ختم سخن با استفاده از كلام عرفاني حضرت مولانا ، به عنوان آخرين توصيه به وكلاي جوان به قرائت چند بيت از اشعار آن عارف و سالك راه حق در باب قناعت به عنوان وسيله رسيدن به آرامش روحي و حريت و آزادي از تعلقات دنيوي و ضرورت دوري كردن از آز و حرص و طمع به عنوان مانع و سد راه سالك الي الله در ترقي و تكامل انسان بپردازم. حضرت مولانا از عاشق شدن به حق و مطلوب و ضرورتِ رهائي از قيد و بند ماديات و زرق و برق مسائل مادي و دنيوي و پرداختن به معنويات و الهيات سخن مي گويد و چون صوفيان و عرفا تعلقات دنيوي را غل و زنجير و قيد بندي مي دانند بر پاي انسان كه او را زمين گير كرده و خاكي نگهداشته و مانع از افلاكي شدن او مي شوند، لذا عاشق شدن را براي نيل به مقصود توصيه و تجويز مي نمايند چون عشق حقيقي و عشق به حق، رابطه انسان را با مظاهر و متعلقات دنيوي قطع مي كند و از نظر او عاشق كسي است كه معشوق را مظهر مراد و آمال و آرزوهاي خود ببيند.
نتيجه اي كه از كلام عرفاني مولانا در ارتباط با امر قضاوت و وكالت مي توان گرفت اين است كه مبنا و لازمه دفاع از حق و محقق شدن عدالت، عشق به حق است و تا كسي عاشق مبدا و مظهر حق نباشد نمي تواند مدافع حق باشد.و اي كاش ما هم عاشق حق شويم تا بتوانيم مدافع حق باشيم.
بنــد بگسل باش آزاد اي پســر چنــد باشي بنــد سيم و بنــــد زر
گــر بريزي بحـر را در كوزه اي چنــد گنجد، قسمت يك روزه اي
كوزه چشم حــريصان پر نشــد تا صدف قانع نشـد پر دُرّ نشـــد
هر كه را جامه ز عشقي چاك شد او ز حرص و جمله عيبي پاك شد
جسم خاك از عشق بر افلاك شد كوه در رقص آمد و چالاك شــد
عشق جــان طـــور آمــد عاشقا طــور هست و خَرَّ موسي صاعقا
در خاتمه از درگاه ايزدمنان مسئلت مي نمايم كه به همه، مخصوصاً به همكاران جوانم اين توفيق و سعادت را عنايت و مرحمت بفرمايد كه بتوانيم با عزم و اراده اي راسخ در عمل به تعهد و تكليف خود در متابعت از رسالت پيامبران الهي، همواره منادي و مدافع حق و يارو ياور مظلومان و ستمديدگان و عاملين مفيد و موثر اقامه قسط و اجراي عدالت باشيم . انشاءالله
والسلام علي مَن اتبَعَ الهُدي
بالا
فهرست اصلي


  * عيد سعيد فطر مبارك باد

روابط عمومي كانون وكلاي دادگستري هاي كرمانشاه و ايلام
                                       
كانون وكلاي دادگستري هاي كرمانشاه و ايلام فرا رسيدن عيد سعيد فطر را به عموم مسلمانان جهان و بالاخص وكلاي گرامي تبريك و تهنيت عرض مي كند.
بالا
فهرست اصلي


 *English
Lawyer Search <  
Francias* 

 *كانون جهاني (IBA)
اتحاديه كانونها
 *مصوبات
 *مجمع عمومي
 * شوراي اجرائي
 *كميسيون‌انفورماتيك

كانونهاي وكلا
 *مركز
 *فارس
 *آذربايجان شرقي
 *آذربايجان غربي
 *اصفهان
 *مازندران
 *خراسان
 *گيلان
 *قزوين
 *كرمانشاه و ايلام
 *خوزستان
 *همدان
 *قم
 *كردستان
 *گلستان
 *اردبيل
 *مركزي
 *بوشهر
 *زنجان
 *لرستان
 *کرمان


امور وكلا و كارآموزان  *فهرست اسامي
 *مصوبات كانون
 *كميسيون حقوقي
 *كارآموزي و اختبار
 *آزمون وكالت
 *نظرات وكلا

طرح‌ها و لوايح وكالت
 *كتابخانه
 *مقالات حقوقي
 *مجله حقوقي
 *نشريه داخلي

منابع حقوقي
 *بانك قوانين
 *آراء قضائي
 *نظرات مشورتي
 *لوايح و اوراق
 *مراجع رسيدگي
 *پرسش و پاسخ

سايتهاي‌اطلاع‌رساني
 *حقوقي و داخلي
 *حقوقي خارجي
  لطفا برای مشاهده بهتر تارنما قلم فارسی موجود را دریافت کنید.  كاوش پيشرفته
All Rights Reserved.
© 2003 Iranian Bar Associations Union
No. 3, Zagros St., Argentina Sq., Tehran, Iran
Phone: +98 21 8887167-9     Fax: +98 21 8771340    
Site was technically designed & developed by Nima Norouzi